الفيض الكاشاني

335

الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )

هر دم از روى تو نقشى زندم راه خيال 185 هر دمم عيدى وقربان نوى است 82 هر دمى جانى فدا سازم تو را 82 هر شيشه كه بود سرخ يا زرد وكبود 72 هر كجا فتنه وآشوبى است 162 هر كو ز تو پيدا شد هم در تو شود پنهان 83 هر كه آرد حرمت أو حرمت برد 144 هر گونه تفاوت كه مشاهد بيني 84 هر لحظه رسد ز منهمى روحاني 70 هر مرتبه از وجود حكمي دارد 68 هر معنى خوب وصورت پاكيزه 160 هر نعت كه از قبيل خير است وكمال 111 هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست 71 هر وصف ز عيني كه بود قابل آن 112 هر وصف كه در حساب شرّ است ووبال 111 هزار نقد به بازار كاينات آرند 217 هزار نقش برآيد ز كلك صنع ويكى 217 هزار نكته باريك‌تر از مو اينجاست 288 هست اميدم كه عليرغم عدو روز جزا 252 هست چوگان عشق در دستم 162 هستى أو از قدم هستى ما از عدم 88 هستى به صفاتى كه در أو بود نهان 112 هستى تو پيرايه هست دگر است 95 هفت دريا اگر شود پر مى 162 هله عاشقان بشارت كه نماند اين جدايى 31 هم آدم هم شيث وهم إدريس وهم أيوب 236 هم اوست آينه هم شاهد است وهم مشهود 59